رد دست
رد انگشت، بافت دست و حرکت ابزار هیچوقت کاملاً تکرار نمیشود. همین ردها امضای اثر هستند.


هر اثر دستساز، رد زمان، دست و ماده را با خود دارد. همین تفاوتهاست که آن را زنده و منحصربهفرد میکند.

رد انگشت، بافت دست و حرکت ابزار هیچوقت کاملاً تکرار نمیشود. همین ردها امضای اثر هستند.

خاک، لعاب، چوب یا نخ؛ هر ماده رفتار خودش را دارد. در سفال، دمای کوره، جریان هوا و ترکیب لعاب رنگها و بافتهایی میسازند که تکرار نمیشوند.

هر اثر از یک فکر، احساس یا لحظه شکل میگیرد. حتی اگر از یک نمونه الهام بگیرد، مسیر ساختش همیشه متفاوت است.

یک مسیر واقعی، بدون تکرار.
هر تکه از خاک، داستان خودش را دارد.

با دست، نه با قالب.

قلممو هر بار جای دیگری مینشیند.

آتش، رنگها را غافلگیر میکند.

همهچیز کنار هم، ردی یکتا میسازد.

در ظاهر شاید شبیه باشند، اما در جزئیات همهچیز فرق میکند.



آثاری که فاصله میان نیت، نگاه و ماده را پنهان نکردهاند. هر تفاوت امضای فرآیند است.
کاسهای که حس دلتنگی را داشته باشد؛ گرم، کمی نامتقارن، شبیه خانهای که دیگر آنجا نیست.
توصیف
تصور
بازخوانی
مادهگلدانی شکلگرفته از یک کوچه فراموششده تهران؛ باریک، سایهدار، با نوری که فقط ظهر میرسد.
توصیف
تصور
بازخوانی
ماده
توصیف
تصور
بازخوانی
مادههیچ دو ردییکی نیست.
کاسهای که حس دلتنگی داشته باشد. گلدانی از یک کوچه فراموششده. هنرمند انتخاب میکند چگونه ناممکن را مذاکره کند.